حلالها:

قسمت اول

حلالها:

خواص عمومي و اثر آنها بر سلامتي انسان :

حلال: يک ماده اي است که معمولاً در دماي اتاق به صورت مايع وجود دارد و اجسام ديگر را در خود حل مي کند و يک مخلوط همسان را به وجود مي آورد. حلاها را براساس نوع مايع به دو دسته تقسيم مي کنند:

1- حلالهاي با پايه آب (Water based )

2- حلالهاي آلي(based Hydrocarbon ) چون در صنعت براي حل کردن مواد در اکثر موارد از حلالهاي آلي استفاده مي شود بنابراين واژه حلال در صنعت بيشتر مفهوم حلالهاي شيميايي آلي را با خود به همراه دارد.

کاربرد حلال ها: از حلالها عموماً براي تميز کردن, رقيق کردن, چربي زدايي و استخراج مواد استفاده مي شود. بعلاوه از حلالها بعنوان مواد واسطه در ساخت و سنتز مواد مختلف استفاده مي شود.

بنابراين افرادي که از حلال ها در کارهاي مختلف استفاده مي کنند در معرض آلودگي با اين مواد قرار مي گيرند.

از ترکيب صدها ماده شيميايي مختلف000/30 نوع حلال به وجود مي آيد که در صنعت کاربرد فراوان دارند. حلالها را مي توان براساس خواص فيزيکي, شيميايي و سم شناسي طبقه بندي کرد که ذيلاً به اهم خواص مشترک آنها اشاره مي شود.

خواص فيزيکي و شيميايي حلالها:

حلاليت: ميزان حلاليت حلالها در مواد چربي بعنوان شاخص قدرت حلاليت آنها در نظر گرفته مي شود. بدين معني که هرچقدر يک حلال بيشتر در چربي محلول باشد قدرت حلاليت بالاتري دارد.

قدرت حلالها هم بعنوان يک بيهوش کننده عمومي و هم تحليل برنده چربيها بستگي به ميزان حلاليت آنها دارد.

ميزان جذب پوستي حلالها نيز بستگي به قدرت حلاليت آنها دارد و معمولاً موادي جذب پوستي بالايي دارند که هم در چربي و هم در آب محلول باشند. چون پوست بعنوان يک سد دفاعي از ترکيب آب و چربي بوجود آمده موادي که حلاليت بالايي هم در آب و هم در چربي دارند با قدرت خيلي بيشتري از پوست عبور مي کنند و جذب گردش خون مي شوند. از اين مواد مي توان بعنوان مثال به سولفواکسيد و دي متيل فرماميد و گليکول اتر اشاره کرد.

قابليت اشتعال و انفجار:

قدرت اشتعال و انفجار يک ماده است که تعيين مي کند مواد در چه درجه حرارتي دچار اشتعال يا انفجار مي شوند. قدرت حريق بعضي حلال ها آنچنان زياد است که از آنها بعنوان مواد سوختي و منابع تامين انرژي استفاده مي شود و قدرت حريق بعضي ديگر از مواد آن قدر کم است که از آنها در موارد اطفاء حريق استفاده مي شود. ( مانند هيدروکربن هاي هالوژنه)

براساس يک نوع تقسيم بندي حلالها را از نظر قدرت احتراق به 5 گروه (4-0) تقسيم ميکنند. که گروه (0) بي خطر و گروه 4 خيلي خطرناک توصيف مي شوند.

در هنگامي که مي خواهيم يک حلال را جايگزين حلال ديگري کنيم بايد به تفاوت نقطه احتراق و اشتعال مواد توجه خاص داشته باشيم.

قابليت تبخير:

قابليت تبخير حلالها ميزان زيادي از آن ماده در هوا وجود دارد.

از آنجائيکه افراد در معرض خطر بيشتر از طريق استنشاق دچار عوارض مي شوند, بنابراين مواد فرار که قابليت تبخير بالايي دارند بيشتر وارد هوا شده و از طريق استنشاق فرد را آلوده مي کنند.

ساختمان شيميايي:

حلالها را براساس ساختمان و گروههاي فعال که در واکنش ها شرکت مي کنند در گروههاي مختلف طبقه بندي مي کنند و معمولاً هر يک از اين گروهها خواص شيميايي و سم شناسي مشابه دارند و ضايعات پاتولوژيک مشابه هم نيز ايجاد مي کنند.

بعنوان مثال:

هيدروکربن هاي کلرينه ضايعات کبدي مشابه ايجاد مي کنند و آلدئيدها علائم تحريکي مشابه ايجاد مي کنند. براساس ساختمان اصلي حلالها به گروههاي اليفاتيک, اليسکليک و آروماتيک تقسيم مي شوند. ( Aliphatic, Alicyclic, Aromatic) گروهاي فعال در واکنشي هاي شيميايي عبارتند از: الکل, کتون, استر, اتر, اسيد کربوکسيليک, آمين واميدها.

فارماکوکينتيک

جذب: جذب مواد از طريق استنشاقي و پوست صورت مي گيرد و از اين دو طريق است که فرد دچار مسموميت مي شود. چون حلالها به آساني در هوا به صورت بخار پراکنده مي شوند به راحتي وارد دستگاه تنفسي فرد شده و چون در چربيها به راحتي حل مي شوند پس از اينکه وارد آلوئول ها شدند به راحتي از سد آلوئول- عروق خوني گذشته وارد جريان خون مي شوند.

مقدار جذب حلالها در يک استنشاق متفاوت و بين 80%-40% مي باشد.

وقتي که فرد فعاليت بيشتري انجام مي دهد هواي آلوده بيشتري استنشاق کرده و در نتيجه احتمال مسموميت در اين افراد بيشتر از افرادي است که فعاليت کمتري انجام مي دهند و در اين افراد جذب مواد سمي (حلالها) ممکن است به3-2 برابر افراد در حال استراحت برسد.

جذب پوستي:

حلالها به علت حلاليت در چربي از سد پوستي به راحتي مي گذرند و معمولاً حلالهايي که در آب و چربي حل مي شوند بهتر مي توانند نفوذ کنند و از آنجا که خاصيت تبخير پذيري اکثر حلالها بالاست معمولاً از طريق استنشاق فرد را مسموم مي کنند و جذب از طريق پوستي اندک است چون حلالها در سطح پوست به سرعت تبخير شده و وارد هوا مي شوند و به عبارت ديگر فرصت جذب شدن پيدا نمي کنند. بنابراين خطر جذب پوستي در مورد حلالها اندک است مگر در موارد خاص که غلظت حلال در هوا خيلي زياد مي باشد.

در اين موارد فرد از دستگاه رسپيراتور جهت تنفس استفاده مي کند ولي ميزان جذب پوستي به علت غلظت زياد حلال در هوا بالا مي رود( ميزان تماس با پوست بيشتر مي شود).

توزيع:

از آنجا که حلالها عمدتاً ليپوفيل مي باشند هنگامي که وارد جريان خون مي شوند تمايل دارند در بافت هاي سرشار از چربي بدن تجمع پيدا کنند مانند بافت چربي, مغز, نخاع و کبد. همچنين به علت اينکه سدهاي خوني- بافتي غني از مواد چربي مي باشند حلال ها به راحتي از آنها عبور کرده و در بافت هايي که جريان خون بيشتري دارند نيز تجمع بيشتري دارند از جمله قلب و عضلات.

بنابراين افراد چاق که داراي ذخيره چربي بيشتر هستند مقدار بيشتري از حلال ها را را در بدن خود ذخيره مي کنند و به تدريج آن را آزاد و وارد جريان خون مي کنند.

حلالهايي که وارد بدن مي شوند بعضي از آنها دچار متابوليسم شده و سپس دفع مي گردند و بعضي ديگر نيز بدون تغيير از بدن دفع مي شود. پديده متابوليسم هميشه به معني سم زدايي نيست, بلکه گاهي متابوليت يک حلال بعناو سم عمل کرده در حالي که خود حلال خاصيت سمي ندارد مانند متابوليت هاي حاصل از ان هگزان-متيل ان بوتيل کتون, متيل الکل, متيل فرمات و متيل استات.

بعضي از حلالها با الکل اثر سينرژيسم دارند و اثر الکل را تشديد مي کنند و بالعکس.

دفع: دفع حلال ها يا به صورت تغيير نيافته از طريق دستگاه تنفسي مي باشد و يا به صورت متابوليت از ادرار دفع مي شوند و يا ترکيبي از دو حالت فوق.

پايش بيولوژيک: پايش بيولوژيک حلالها به پايش آنها در محيط کار برتري دارد از اين جهت که ميزان جذب آنها در افراد مختلف بر حسب ميزان و شدت فعاليت آنها متفاوت است بنابراين پايش بيولوژيک آنها اندکس بهتري از نظر ميزان مواجهه به دست مي دهد. ولي پايش بيولوژيک حلال ها محدوديت هاي منحصر به فردي دارد که به آنها اشاره مي شود.

1- حلال ها به سرعت جذب بدن شده و به سرعت نيز دفع مي شوند بنابراين فرصت کافي وجود ندارد که بتوان آنها را به راحتي اندازه گيري کرد.

2- اثر کوتاه مدت حلال ها ارتباط بهتري با شدت علائم کلينيکي دارد تا اثر دراز مدت آنها.

بنابراين اگر بخواهيم پايش بيولوژيک خوبي داشته باشيم بايد فاصله زماني بين مواجهه و زمان اندازه گيري کوتاه باشد. با توجه به محدوديت هاي فوق براي تمام حلالها پايش بيولوژيک تدوين نشده است و فقط براي تعداد معدودي از آنها وجود دارد از جمله ان هگزان, گزيلن, تولوئن, بنزن, اتيل بنزن, استيرن, فنل, متيل اتيل کتون, پرکلرواتيلن, دي متيل فرماميد و ديسولفيد کربن.

در مورد بعضي از حلالها بيش از يک نيمه عمر دارند که به علت توزيع آنها در بافت هاي مختلف بدن است.

نيمه عمر اول معمولاً کوتاه و بين 10-2 دقيقه است که اگر نمونه گيري بلافاصله پس از تماس با حلال به عمل آيد نشانگر اوج مواجهه با آن ماده خاص در همان لحظه است ولي اگر نمونه گيري 30-15 دقيقه بعد انجام گيرد نشانگر ميزان تماس در چند ساعت گذشته است.

و اگر نمونه گيري 20-16 ساعت پس از مواجهه انجام گيرد بيانگر ميزان مواجهه در شيفت کاري روز گذشته است.

/ 1 نظر / 176 بازدید
sara

سلام من دانش آموز سال اول دبیرستان هستم ولی متاسفانه در ایران زندگی نمیکنم ، و برای درس خوندن به مشکل های زیادی بر خوردم. مخصوصا در درس های شیمی و فیزیک و علمی ، میخواستم بدونم که شما وبلاگی یا سایتی نمیشناسید که بتونه بهم کمک کنه برای آسون تر شدن مطالب و درک ان به زبانه فارسی ؟ ممنون میشم اگه بتونید کمکم کنید